البته بعدا از كارش پشيمان شد اما فكر كنم تاثيرش به اين زودي ها از ذهنم پاك نشود

دوستي را به ديدن ملكي بردم كه قصد خريدش را داشتم ، در هنگام بازديد به صاحب ملك پيشنهاد خريد آنجا را داد
! ،
تصور كنيد قيافه مرا در آن لحظه

، تبصره ها: دوست صميمي من است
 در جريان تصميم من به خريد بود
 قرار بود آنجا را اجاره كند تا فعلا به فروش نرسد 

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

عاقل باشيم ، غمگين نباشيم

و چقدر اين اعداد بي اهميتند زماني كه در من دختري جوان رقص كنان پا بر زمين مي كوبد

فعل ماضي شد؟ غريزم؟ يعني جشن تولد شومو اينقد حياتيه كه ايشون بايد اول شركت كنند بعد تشريف ببرند؟