در ساحل مديترانه

معلوم شد كه من بالاخره كسي را پيدا كردم كه از من سحرخيزتر باشد، مرضيه سرحال بيدار شده و تا آخرين روز موجب لبخند من شد، ماجرا اين بود موهاي طلايي و مجعد و زيباي مرضيه در آب و هواي قبرس تبديل به مقاديري پرنده وحشي مي شدند كه ميل پرواز به تمامي گوشه هاي آسمان داشتند
در نتيجه هر روز صبح مرضيه با انواع مواد و وسايل موجود سعي در بدام انداختن اين پرندگان داشت و هنگام خروج از در هتل، پرنده ها پرواز مي كردند، پرواز
براي صبحانه پايين رفتيم، تقريبا همه چي بود، فقط شور، هر چند غذايي كه در قبرس خورديم خوش نمك بودند، 
با آرامش و طولاني صبحانه خورديم  و من شيفته كودكان همسفران بودم، علاوه بر بوري و سفيدي كه براي كشمان ما شرقي ها هميشه تازمي دارد، بسيار مستقل در غذا خوردن و مهربان با گربه هاي هتل 
با واي فاي ايميل ها را چك كرديم و وسايل شنا را برداشتيم ، 
در همان بيرون هتل با انبوه گلهاي كاغذي آويزان از سر يك خانه حيرتزده شديم و عجيب اينكه چند رنگ بود، يادم باشد در كلبه كاغذي بكارم
مرضيه نيت كرده بود كه حسابي در اين سفر برنزه كند و حالش گرفته شد وقتي فهميد كه روغن اش را نياورده و ده يورو پياده شد و روغن مشكوكي خريد و رفتيم به سوي دريا
از كوچه فرعي به خياباني ساحلي رسيديم و چشممان به جمال مديترانه روشن شد
اگر ابرها ناشناخته اند، ساحل ها در عوض صميمي اند و خوش برخورد،به شرطي كه زياد جلو نرويد
گليم نايين ام را بر ساحل انداختم و روغن به پشت مرضيه زدم و به سمت دريا دويدم، شن نرم بود و آب سرد اما افتاب داغ ،سردي اش را جبران مي كرد
با موجها بالا و پايين مي رفتم و مواظب بودم آب به چشم و دهانم نخورد كه فاجعه شور بود ، گاهي مي ايستادم و به كشتي هاي دور دست نگاه مي كردم، گاه در عرض ساحل شنا مي كرد و بيشتر وقتها روي آب دراز مي كشيدم و در نوازش آب و آفتاب غوطه ور بودم
آب توان اين را دارد كه تمام انديشه هاي اشفته و مغشوش را از ذهن بشويد و در خود حل كند و با خود ببرد، بارها سعي كردم در دريا به غصه هايم فكر كنم، امكان نداشته است
چه برسد كه در كنارت يك خانواده اروپايي باشند كه دو كودك  فرشته سيما كه قسم مي خورم اولي هنوز ده ماهش نشده بود و دومي هنوز دوسالش، در تيوپ مخصوص گذاشته باشند و در كنار اين دو فسقلي كه مست آب بازي  بودند ، شنا مي كردند
خب آره ، يكمي براي تمام خانواده هاي ايراني غصه خوردم 

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

ولي منظورش يعني كي بود؟ نفهميدم

سن كه رسيد به پنجاه، فشار مي ياد به چند جا

١٤٠