اولين كسي در دنيا كه شما خطابش كرده

دوستم حامله است و پيرمردي دكترش است، از آنان دايناسورهاي منقرض با حال كه منشي ندارد و ساعت پنج صبح وقت زايمان مي دهد
با گوشي صداي قلب نوزاد را ضبط كرده بودند و من داشتم گوش مي دادم، چند ثانيه اي ضربان تند و پرتپشي بود بعد صداي پيرمرد بود كه مي گفت: امروز تاريخ فلان روز فلان ساعت فلان در مطب فلاني ، ما صداي شما را شنيديم

نظرات

‏شري گفت…
اي جونم، برقرار باشن اين ادمهاي مهربون و محترم!

پست‌های معروف از این وبلاگ

عاقل باشيم ، غمگين نباشيم

و چقدر اين اعداد بي اهميتند زماني كه در من دختري جوان رقص كنان پا بر زمين مي كوبد

فعل ماضي شد؟ غريزم؟ يعني جشن تولد شومو اينقد حياتيه كه ايشون بايد اول شركت كنند بعد تشريف ببرند؟