۱۸ بهمن ۱۳۹۴

بدون شرح

در مرکز ماساژ صورت خانم  از شدت تزریق چربی  برآماسیده بود و هنگام خندیدن ، تصنع اش تشدید می شد، دوستانش برایش کیک تولد گرفته بودند و سورپرایزش کرده بودند، هنگام صحبتهای کیک و چایی  از او پرسیدند که هدیه همسرش چه بوده است و او گفت: هزینه تزریق بعدی را!

هیچ نظری موجود نیست:

از سفر برگشتم دو سه روزی در کوه و دشت می چرخیدم طبیعت برای من مرهم است. آیا این جمله حاکی از این است که من همیشه زخمی هستم؟ خب فکر کنم هستم ...