۲۶ اسفند ۱۳۹۴

اخه مادرجان، خراب؟ با چي كلنگ؟ آخه چرا، فقط دليلشو به من بگو

مادرك در مخالفت خواني به قدمت چهل سال نسبت به بابايي است و تجربه هم يادش نداده كه بابا در ارامش و سكوت و پنهاني كارش را انجام مي دهد، در دوران نوجواني  بحثهايشان برايم آزاردهنده بود اما سالهاست كه جريان باحزه  و خنده دار شده است
اما تنها  نتيجه اين جدال چهل ساله اين است كه مادرك تمامي سوالات مرا اين گونه جواب مي دهد:
- انبردست كجاست؟
- آخي ،حتما بابات گمش كرده!
- موكت سوخته؟!
-آخي ،حتما بابات قابلمه داغ گذاشته روش!
- كيسه كازو ها (بادام زميني) كجاست؟
-آخي ،حتما بابات همه شو خورده!
بعضي وقتها هم اصلا سوال منعقد نمي شود مثل:
- اين درختا كه كاشتم...
-آخي بريدتشون؟
- شير آب كه...
- آخي باز گذاشتش؟
و شاهكارش امروز بود
- ديوار خونه...
- خرابش كرد؟

هیچ نظری موجود نیست:

خواننده هاي خاموش هم روشن شيد لطفا

دوستان خانمي از آشنايان مجازي اين حكايت از عبيد زاكاني را بازنشر كردند بسيار مايلم كه نظرتان را بعد از خواندن حكايت بدانم اگر دوستش ...