ديكتاتورهاي كوچك

استاد راهنمای دانشجوی دانشگاه دیگری بودم و در جلسه دفاعش  ، همه منتظر استاد داور بودیم که کارمندی وارد سالن شد و اطلاع داده: رییس گفتند جلسه را شروع کنید
و ما در کمال حیرت جلسه دفاع دانشجو را بدون استاد داور برگزار کردیم 

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

عاقل باشيم ، غمگين نباشيم

و چقدر اين اعداد بي اهميتند زماني كه در من دختري جوان رقص كنان پا بر زمين مي كوبد

فعل ماضي شد؟ غريزم؟ يعني جشن تولد شومو اينقد حياتيه كه ايشون بايد اول شركت كنند بعد تشريف ببرند؟