ختم كلام

در سفر هستيم با لحني رمانتيك  مي گويم: تصور كنيد صبح در جاده جنگلي بوديم ، ظهر در جاده شاليزار و الان در جاده گندمزار هستيم
رها در حال رانندگي با اخم مي گه: تصور كنيد امشب اتوبان كرج
!!!

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

ولي منظورش يعني كي بود؟ نفهميدم

١٤٠

سن كه رسيد به پنجاه، فشار مي ياد به چند جا