و رها از شرم ايراني بودن هم كارانش آب شده است

رها رفته سر كار جديد، كاري كه در ايران معمولا مردها انجام مي دهند و تمامي همكارانش هم مرد هستند،
از روز اول رفتار همه بسيار برخورنده بوده و رها را تحقير و تمسخر مي كردند، سوالات ابتدايي از او مي پرسيدند و متلكهاي در باب جاي زن در اين كار نيست،  رها هم طبعا همه را دايورت كرده بوده به تخمدان چپ
اما در ميان اين جماعت مردان بي ترحم، يك همكاري بوده كه از روز اول سلام مي كرده، غذايش را تعارف مي كرده، افراد را به او معرفي مي كرده و چايي مي ريخته و تنقلات مي داده و خلاصه آدم بوده
امروز مرد عكسهاي عروسي برادرش را نشان رها مي داده كه رنگ لباسها عجيب تند و شاد بوده
رها از او پرسيده كه شما كجايي هستي؟
گفته افغانستان، كابل

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

ولي منظورش يعني كي بود؟ نفهميدم

سن كه رسيد به پنجاه، فشار مي ياد به چند جا

١٤٠