چرا كه اينان جز خودشان، كسي را دوست ندارند

يك بيماري خودشيفتگي دانشجويانم را اسير كرده است
دنيا حول محور خودشان مي چرخد، دور محور اين "ش" مالكيت
و هرچيزي مرتبط با اين "ش" قابل ارزش و مهم  و بهترين است و بقيه  بي اهميت
خودش : من كلا...
خانواده اش: مامانم، بابام و ...
لوازمي كه استفاده مي كند : ريمل من، ماشين من...
ماه تولدش: ما فلان ماهي ها...
عادت هاي غذا خوردنش: پيتزام بايد حتما...
بيماري هايش: اخه من آلرژي دارم
مواردي كه مورد نفرتش است: من متنفرم از....
دوستانش هم فقط كساني هستند كه ستايشش مي كنند : فالاني هميشه مي گه تو...
دشمنانش هم كه زيادند و دليش هم اين است كه حتما به ايشان  حسادت مي كنند!
،
،
،
نمي دانم چه اتفاقي در دوران رشد اين نسل اتفاق افتاده كه تعدادشان اينقدر زياد است، اما نگران چند سال بعد هستم كه اين پسرها و دخترها ، ازدواج مي كنند و مادر و پدر مي شوند و بچه هاي توليد مي كنند چندش تر از خودشان و اين چرخه همچنان بزرگتر مي شود و دنياي بي رحمي را موجب مي شود

نظرات

‏ناشناس گفت…
گیس طلای عزیز،

تیم تحقیقاتی روانشناس امریکایی دکتر Delroy L. Paulhus در گزارشی که در « مسیر کنونی علم روانشناسی» منتشر کرده اند قادر به شناسایی و تفکیک چهار شخصیت ناجور در اجتماع انسانی شده اند. این چهار نوع به ترتیب، خودشیفتگان، ماکیاولی ها؛ مردم آزارها و سادیست‌ها هستند.

نکته ناراحت کننده و ترسناک قضیه این است که هر چهار نوع افراد سیاه دل و بی رحم فوق، برعکسِ تعبیر همیشگی، افراد شاد و خونگرمی هستند و در وهله اول آشنایی، از خود رفتار دوست داشتنی و قابل اعتماد بروز می دهند ولی در ادامه، دمار از روزگار قربانیان شان در می آورند.

گزارش دکتر Paulhus تلاش کرده است خصوصیات و خصلت های هر چهار گروه و نحوه اذیت و آزارشان را طبقه بندی کند.

1- خودشیفتگان: این گروه از افراد به طور خستگی ناپذیر مشغول تبلیغ ویژگی های هستند که در خود سراغ دارند و به نظرشان، همان توانایی ها باعث برتری شان نسبت به بقیه می باشد. این گروه از افراد از هیچ فرصتی برای مهم جلوه دادن خود و تحقیر و سواستفاده از دیگران، دریغ نمی کنند.

باقی هم در لینک زیر قابل مشاهده هست:

https://www.psychologytoday.com/blog/sex-murder-and-the-meaning-life/201412/the-four-dark-personality-traits

آرام تهرانی

پست‌های معروف از این وبلاگ

ولي منظورش يعني كي بود؟ نفهميدم

١٤٠

سن كه رسيد به پنجاه، فشار مي ياد به چند جا