اون برقه بود تو کارتونا رو دندون آدم بده مي گذاشتن

وقتی مهمان هایم قصد رفتن می کنند، مثل زمان کودکی دلم می خواهد کفشهایشان را پنهان کنم ، بخصوص دوستانی که دست پخت خوشمزه ای دارند و سلیقه فراوان در مرتب کردن اشپزخانه

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

عاقل باشيم ، غمگين نباشيم

و چقدر اين اعداد بي اهميتند زماني كه در من دختري جوان رقص كنان پا بر زمين مي كوبد

فعل ماضي شد؟ غريزم؟ يعني جشن تولد شومو اينقد حياتيه كه ايشون بايد اول شركت كنند بعد تشريف ببرند؟