۲ اسفند ۱۳۹۵

وصف العيش و اينا

گفته بودم که همسایه مهربان روستا بر سر دیوار خانه ام میوه می گذارد، به تازگی حجم پرتقالها اینقدر زیاد شده بود که دیگر در حال خراب شدن بودند و من غمگین
امروز در میدانگاهی روستا از مغازه ای قیمت دستگاه های  آب میوه گیر و  ... را می پرسیدم که با زبان محلی گفت: شما دیگر همشهری ما هستی از اینا باید استفاده کنی و یک  دستگاه بامزه فلزی  به من داد که مخصوص آب نارنج گرفتن است
....نمی دانم بیشتر شیفته قیافه دستگاه شدم یا جو همشهری گری مرا گرفت
خلاصه اینکه
 الان یک پارچ آب پرتقال تو سرخ خوردم

۱ نظر:

فرشته گفت...

دقیقا میدونم در مورد چی صحبت میکنی چون خودم دارم - این ابمیوه گیری های فلزی که دسته اش مثل شیرهای آب قدیمیه
فقط تعجبم از اینه که چرا تا حالا ندیده بودی!

تصادف را دوست دارم

ديروز عصر رفته بودم دنبال كاغذ ديواري و كاشي حموم، از بس دير رفته بودم كه گرما نباشه به شب رسيدم ،دو سه تا مغازه ديدم و بر گشتم،منتظر ماشي...