۱۲ فروردین ۱۳۹۶

والا

در حين بازي دوقلوها با يكديگر، جينگول يكيشون درد مي گيره، حالا فرياد زنان  و شاكي اصرار داره كه جينگولش شكسته و بايد گچ بگيرن( احتمالا به دليل گچ گرفتگي دست مادرك) 
حالا از اون اصرار و از بقيه انكار كه نه بابا سالمه نشكسته، اونم گريه كه : نه  ديگه تكون نمي خوره و شكسته
سرانجام وقتي  كه  داداشش اين سوالو مطرح مي كنه كه : حالا اگه گچش بگيرن 
تو چطوري جيش مي كني؟ 
سر در گريبان تعمق فرو برده و بي خيال ماجرا مي شه

هیچ نظری موجود نیست:

از سفر برگشتم دو سه روزی در کوه و دشت می چرخیدم طبیعت برای من مرهم است. آیا این جمله حاکی از این است که من همیشه زخمی هستم؟ خب فکر کنم هستم ...