پيرمرد راننده سواري مي گفت : نه اينكه فكر كني آدم خوبا كم شدن ها، نه، كم نشدن ،
آدم خوبا همه چيشون تنهايي، تنها غذا مي خوردن، تنها كار مي كنن، تنها بيرون مي رن، برا همين نمي بينيمشون ، فكر مي كنيم كم شدن
دارم یک مقاله می نویسم من از مقاله نوشتم بیزارم با اینکه استاد دانشگاه هستم از خود پژوهش لدت می برم . از اینکه باید به چهارچوب مقاله در بی...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر