۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۶

رها می گفت برگردیم بهش بگیم اینکه خوشمزه بود، حالا رستوران آشغالی چی تو دست و بالت داری؟

در بازگشت از کیاسر در شهمیزاد برای ناهار توقف کردیم، از مرد جوانی آدرس رستوران پرسیدم ، سمت چپ را نشان داد و گفت :از این ور که می روید...
در بین  حرفش  گفتم : رستوران ِخوب باشه 
با جدیت تکرار کرد: رستوران ِ خوب؟ 
جهت دستش را عوض کرد و سمت راست را نشان داد و گفت: از این ور که رفتید...
،
،
،
تا خود رستوران می خندیدم 

هیچ نظری موجود نیست:

دارم یک مقاله می نویسم من از مقاله نوشتم بیزارم با اینکه استاد دانشگاه هستم از خود پژوهش لدت می برم . از اینکه باید به چهارچوب مقاله در بی...