۸ خرداد ۱۳۹۶

و روياهاي كه مي آيند

ترم تموم شد، من مي خوابم، مي خورم، سريال نگاه مي كنم و دوباره مي خوابم، خستگي طولاني در تنم جا خوش كرده 
سوالها را طراحي كردم، بعدش امتحانات است و بعد تصحيح اوراق و بعد از اون.... سفر
هنوز تصميم ندارم كجا خواهم رفت، شمال هند كه تابستانها خنك است يا تاجيكستان، يا بخشهاي  از گرجستان كه سفر قبل از دست دادم،
به مراكش و بقيه افريقا هم فكر مي كنم  و دوباره زير كولر به خواب مي روم 

هیچ نظری موجود نیست:

از سفر برگشتم دو سه روزی در کوه و دشت می چرخیدم طبیعت برای من مرهم است. آیا این جمله حاکی از این است که من همیشه زخمی هستم؟ خب فکر کنم هستم ...