و روياهاي كه مي آيند

ترم تموم شد، من مي خوابم، مي خورم، سريال نگاه مي كنم و دوباره مي خوابم، خستگي طولاني در تنم جا خوش كرده 
سوالها را طراحي كردم، بعدش امتحانات است و بعد تصحيح اوراق و بعد از اون.... سفر
هنوز تصميم ندارم كجا خواهم رفت، شمال هند كه تابستانها خنك است يا تاجيكستان، يا بخشهاي  از گرجستان كه سفر قبل از دست دادم،
به مراكش و بقيه افريقا هم فكر مي كنم  و دوباره زير كولر به خواب مي روم 

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

عاقل باشيم ، غمگين نباشيم

و چقدر اين اعداد بي اهميتند زماني كه در من دختري جوان رقص كنان پا بر زمين مي كوبد

فعل ماضي شد؟ غريزم؟ يعني جشن تولد شومو اينقد حياتيه كه ايشون بايد اول شركت كنند بعد تشريف ببرند؟