۳۱ تیر ۱۳۸۳

من اومدم

بالاخره بعد از سالها وب لاگ خوانی آمدم از زمانی که تنها هودر بر روی کره وب لاگ بود تا کنون که زاد و لد خرگوشی باعث افزایش نفوس شده
می خواستم اسم وبلاگم طوری بنویسم که معلوم شود زن هستم (گفته بودن این طور خوانندگانم بیشتر می شود) وسط تمام اسمهای پسر کش صدای بی بی را شنیدم که بهم می گفت گیس طلا با کسره زیر ط با لهجه شیرازی بنابرایم نام وب لاگ از دختر شیرازی تبدیل شد به گیس طلا  

۲ نظر:

سیدمحمدمیری گفت...

واقعا زیبا مینویسید.بدون توجه به جنسیت
اگر مرد هم باشید نوشته هایتان دلنشین است
من از اول شروع کردم به خواندن
پاینده باشید

AmirHosein Asadpour گفت...

و بالاخره به اول داستان رسیدم

از سفر برگشتم دو سه روزی در کوه و دشت می چرخیدم طبیعت برای من مرهم است. آیا این جمله حاکی از این است که من همیشه زخمی هستم؟ خب فکر کنم هستم ...