۳۰ مرداد ۱۳۸۴
شلوارک
دیروز در خیابان ولی عصر مردی را دیدم که در کنار خیابان شلوراک های مامان دوز می فروخت از انهایی که هر مرد و زن جذابی را به یک ابله تبدیل می کند. خیلی ناراحت شدم ...واقعا یادیدن اون شلوارک ها غمگین شدم...فکرشو بکن...من با اون همه وسواس اون پرده و روتختی را خریدم و فکر می کردم حالا اتاق خوابم خیلی زیبا و رویایی شده ...حالا همون پارچه ..شده یک تنبان زشت ....واقعا دردناکه به سلیقه ام توهین شده..درک می کنید...من نقاشی درس می دم...اون خیاط چه فکری کرده؟
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
اينستاگرام gisoshirazi
مدتها بود اينجا نيامده بودم فقط خواستم بگم زنده و سالم هستم و هر روز در اينستاگرام مي نويسم تشريف بياوريد اون ور منم تلاش مي كنم كه ...
-
چهل عدد مقدسی در اساطیر ایران است. اهورمزدا آسمان را در 40 روز می سازد. چهل تعداد روزهای ناپدیدی هفت ستاره خوشه پروین است. در بابل بر یکدور...
-
تولدم مبارک
-
مرد جوانی در زد گفت اردکشون اومده داخل حیاط ما،داشتم دنبال اردک می گشتم یک پسره را به جای اردکه پیدا کردم که تا منو دید پا گذاشت به فرار ...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر