۲۹ آبان ۱۳۸۴

قيمت خوشگذراني

با دوستم رفتيم عروسي . خيلي با حال بود فقيرانه در يك پاركينگ ولي كاملا عاشقانه و پر از حبابهاي كه با دود پر شده بودند و ليزر از اول مهموني رقصيديم تا اخرش ...دوستم گفت: بايد كادو گروني بهشون بديم. پرسيدم چرا؟ گفت اخه خيلي خوش گذشتَ!

هیچ نظری موجود نیست:

از سفر برگشتم دو سه روزی در کوه و دشت می چرخیدم طبیعت برای من مرهم است. آیا این جمله حاکی از این است که من همیشه زخمی هستم؟ خب فکر کنم هستم ...