۲۹ آبان ۱۳۸۴

نگراني برعكس

داشتم به دانشجويانم طرز كار با پاستل را ياد مي دادم. دانشجويان من معلماني هستند كه براي كمي اضافه حقوق مي خواهند يك فوق ديپلم بگيرند. زناني مهربان و دوست داشتني..گفت: واي استاد جلسه پيش ما انقدر صلوات فرستاديم! براي چي ؟
براي شما! واسه چي؟دفعه پيش كه داشتيد اب مركب ياد مي دادين اولش معلوم نبود اخرش چقدر قشنگ مي شه ..همهش مي ترسيدم خراب بشه شما خجالت بكشيد!

هیچ نظری موجود نیست:

دارم یک مقاله می نویسم من از مقاله نوشتم بیزارم با اینکه استاد دانشگاه هستم از خود پژوهش لدت می برم . از اینکه باید به چهارچوب مقاله در بی...