۶ فروردین ۱۳۸۵

شیراز قدیم

همچنان در شهر شهید پرور شیراز هستم. یک نمایشگاه بود که عکسهای قدیم شیراز را گذاشته بودند..تجربه عجیبی بود ...چهار راه زند یک بیابان بود که درشکه ها در ان حرکت می کردند..مردم قدیم شیراز هم بسیار سیاه و کبود و لاغر و زشت بودند..مثل تمام عکسهای ایران قدیم..هیچ زنی در عکسها نبود مطلقا هیچ زنی به غیر از چشمه قدیم سعدی که هنوز هم هست و انبوه زنان که در کنار ان لباس می شستند! جالب اینکه در ان زمان این زنان به شدت بد حجاب بودند..حتی در مقابل عکاس نا محرم!..حافظیه یک قبرستان پر از قبر بود که قبر حافظ بین ان همه اندکی بلندتر بود...حس عجیبی داشت..عاقبت خاک گل کوزه گران خواهیم شد..چند سال دیگه یه ادم دیگه عکسهای شیراز زمان من را نگاه خواهد کرد

هیچ نظری موجود نیست:

از سفر برگشتم دو سه روزی در کوه و دشت می چرخیدم طبیعت برای من مرهم است. آیا این جمله حاکی از این است که من همیشه زخمی هستم؟ خب فکر کنم هستم ...