۷ اسفند ۱۳۸۵

من و استادم محترمانه با هم حرف می زدیم
من : حال بچه قورباغه چطوره ؟ یه نفر که رد می شد با حیرت به ما نگاه کرد... و اون:ممنون خوبه
و نفر سوم که نمی دانست من به کودک استادم می گویم بچه قورباغه چهره اش خیلی بامزه شده بود

هیچ نظری موجود نیست:

دارم یک مقاله می نویسم من از مقاله نوشتم بیزارم با اینکه استاد دانشگاه هستم از خود پژوهش لدت می برم . از اینکه باید به چهارچوب مقاله در بی...