۷ اسفند ۱۳۸۵

خواهرکم زنگ زده و درباره حادث و قدیم بودن جهان صحبت می کند و درباره تفاوت موجود مطلق و مطلق وجود ...اون فقط 17 سالشه و دوست پسر هم نداره... براش نگرانم ...مادرم تمام سعی اش را کرد تا او کتاب خوان نشود در کودکی برایش هیچ کتابی نخریدی و حالا همه چیز برعکس شد از رشته تجربی رفت انسانی، دومین ماشین ژیان کارخانه بنز بعد از من

۴ نظر:

Alborz گفت...

eb nadaare. vaase her o her kardan o alaki too paasaaj koscharkh zadan o BF gereftan o naamzad kardan o shohar raftan o rakht shostan o bache zaayidan o kohne gohi shostan o ghorme sabzi pokhtan, hamishe vaght hast.

age to o aabjit jiaanin, bezaar mellat benz savaar shan. hamin jiaan baashin behtare.

ناشناس گفت...

به عقیده من زیاد نباید نگران باشی

ناشناس گفت...

به نظر من خواهر تو یک دختری است که سطح فکرش از همسن و سالاش بالاتره وبه چیزهای اساسی فکر می کنه نه پسرهای کفتار مانند خیابان نمی فهمم برای چی نگرانی

ناشناس گفت...

به نظر من خواهر تو یک دختری است که سطح فکرش از همسن و سالاش بالاتره وبه چیزهای اساسی فکر می کنه نه پسرهای کفتار مانند خیابان نمی فهمم برای چی نگرانی

از سفر برگشتم دو سه روزی در کوه و دشت می چرخیدم طبیعت برای من مرهم است. آیا این جمله حاکی از این است که من همیشه زخمی هستم؟ خب فکر کنم هستم ...