لپ تاپ فروخته شد و من الان دانشكده هستم و زماني كه مقنعه سر من باشد من نمي توان حرف بزنم بخصوص وقتي احساس كني كه پشت سري دارد نوشته هايت را مي خواند. فقط امروز رفتم شوش بازار بلور، تو رنگها چرخيدم و چرخيدم و اخر يك سري بشقاب خريدم زرد و سبز و نارنجي ....الان هم دارم تو كتابها دنبال رد پاي گيلگمش مي گردم ...
۲۱ اسفند ۱۳۸۵
لپ تاپ فروخته شد و من الان دانشكده هستم و زماني كه مقنعه سر من باشد من نمي توان حرف بزنم بخصوص وقتي احساس كني كه پشت سري دارد نوشته هايت را مي خواند. فقط امروز رفتم شوش بازار بلور، تو رنگها چرخيدم و چرخيدم و اخر يك سري بشقاب خريدم زرد و سبز و نارنجي ....الان هم دارم تو كتابها دنبال رد پاي گيلگمش مي گردم ...
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
اينستاگرام gisoshirazi
مدتها بود اينجا نيامده بودم فقط خواستم بگم زنده و سالم هستم و هر روز در اينستاگرام مي نويسم تشريف بياوريد اون ور منم تلاش مي كنم كه ...
-
خوش از باغی که توره ازش قهر کنه معنی: خوش به سعادت باغ(انگوری) که روباه باهاش قهر کند موارد استفاده: در جواب موجودی غیر سودمند که حالا اعلا...
-
خسيس هستم؟نمی دونم اما بیشتر مشكلم اينه كه جستجو، انتخاب و خريد برايم مشكل است ،مصرف گرا هم اصلا نيستم ، دلبسته اشيا مي شوم و اگه از وسيل...
-
مرد جوانی در زد گفت اردکشون اومده داخل حیاط ما،داشتم دنبال اردک می گشتم یک پسره را به جای اردکه پیدا کردم که تا منو دید پا گذاشت به فرار ...
۳ نظر:
دانشگاه شما مقنعه اجباريه؟
عكس بشقاب ها رو بذار! :)
Dear Gistela:
EIDET MOBARAK :)
ممنون از کامنت. خيلی ممنون.
بازارِ بلور نرفته ام تا به حال. ولی بازارِ گل رفته ام. رنگ و طراوت...
ارسال یک نظر