۲۵ مرداد ۱۳۸۶

عربه یه کامیون گچ داشته می برده، بهش می گن توکامیونت چی داری؟ می گه :آب ب ب با
نگران نباشین منم اول نفهمیدم یعنی چی...برام توضیح دادن: تو عربی گ و چ نیست دیگه!
حالا دو تا از پسرا مون داشتن همدیگر را دست می انداختن… بندرعباسیه برازجونیه را مسخره می کرد که: شهرتو اخر دنیاست باید ادما رو برای تبعید بفرستن اونجا از بس بد اب و هواست ... اونم جواب داد: عوضش ما می تونیم بگیم گچ
اون یکی می گفت: تو تهران به خفت کردن چی می گن(زورگیری با چاقو روی گردن) تهرانیه جوابش می داد:ابا ب ب ب ب

۲ نظر:

ناشناس گفت...

aree in araba talaffoz kardane bazi kalamateshoon kheyliii khande dare

ناشناس گفت...

اگه مطلب واسه نوشتن نداشتید مجبور نیستید حتما بنویسید. باور کنید ما ناراحت نمیشیم

از سفر برگشتم دو سه روزی در کوه و دشت می چرخیدم طبیعت برای من مرهم است. آیا این جمله حاکی از این است که من همیشه زخمی هستم؟ خب فکر کنم هستم ...