۶ شهریور ۱۳۸۶


دارم میرم سفر ...یک هفته نیستم...اتفاقا می رم به سرزمین فردوسی...

پی افکندم از نظم کاخی بلند که از باد و باران نیابد گزند

خودش می دانست که چه کرده ....

۴ نظر:

آرش گفت...

خوش بگذره گیس طلا جان
سلام من رو برسون به فردوسی

ناشناس گفت...

خوش بگذره گيس طلا جان....زود برگرد..!

delirious گفت...

eva zoodtar migofT ta man biam vaghT be darvaze reCD vasat gaav o goosfand bekosham...elcome 2 our city:D

Unknown گفت...

خوش بگذره گیس طلا خانوم
التماس دعا

از سفر برگشتم دو سه روزی در کوه و دشت می چرخیدم طبیعت برای من مرهم است. آیا این جمله حاکی از این است که من همیشه زخمی هستم؟ خب فکر کنم هستم ...