۵ شهریور ۱۳۸۶

اساتید ودانشجویانرا برده بودن مکه...دانشجوه به استاده میگفت: استاد اجازه بدید بعضی از اعمالتونو من انجام بدم

- نه ممنون

- هواگرمه استاد اذیت می شید

-نه متشکر

-استاد دوست ندارید ما هم در ثوابش شریک بشیم؟

- لطف دارید

- استاد حداقل بذارید طواف نساء تونو ما براتون انجام بدیم...

تبصره:اگرکسی طواف نساء را درست انجام ندهد همسرش به او حرام میشود !!!

۲ نظر:

ناشناس گفت...

به چشماتم خیلی می آد.....

ناشناس گفت...

چرا بقيه ماجرا رو ننوشتي؟ حتما استاد با كمال ميل اينكارو كرد ديگه


بعد اونوقت اينكه اينجايي گفته يعني چه؟

از سفر برگشتم دو سه روزی در کوه و دشت می چرخیدم طبیعت برای من مرهم است. آیا این جمله حاکی از این است که من همیشه زخمی هستم؟ خب فکر کنم هستم ...