توی دانشگاه کنار در ورزشگاه روی نیمکت نشسته بودم نسکافه می خوردم یک دانشجو امد و پرسید
- خانم برای ثبت نام کلاسهای ورزش اقایون کجا باید برو م؟
- سالن ورزش اون طرفه اما برای ثبت نام همین در بغل بروید
رفت وسی ثانیه بعد با صورت قرمز وحشتزده برگشت
- دست شما دردنکنه خانم !!!اینجا که سالن بدنسازی خانمها بود!!
۸ آبان ۱۳۸۶
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
از سفر برگشتم دو سه روزی در کوه و دشت می چرخیدم طبیعت برای من مرهم است. آیا این جمله حاکی از این است که من همیشه زخمی هستم؟ خب فکر کنم هستم ...
-
چهل عدد مقدسی در اساطیر ایران است. اهورمزدا آسمان را در 40 روز می سازد. چهل تعداد روزهای ناپدیدی هفت ستاره خوشه پروین است. در بابل بر یکدور...
-
روز پنجم بدرقه خانواده مهربان اقا شجاع سوار مینی بوس های روستایی شدیم برای بازگشت به مشهد...از اون مینی بوس هایی که در تمام روستاهای بین راه...
-
تولدم مبارک
۵ نظر:
چرا جون بزرگتر هارو وسط ميكشي؟
چشم براي اين كه به پيشنهاد شما احترام بزارم تو او.لين فرصت عكس رو تغيرش ميدم .
اصولا عادت داري جنس مذكر رو سر كار بزاري نه ؟
مگه چی کارش کرده بودن گیس طلا جون ...
باز تو آدرس اشتباهي دادي به ملت؟
مطمئنن اون دانشجو من نبودم
تو خواستی ثواب کنی . این کی تا به حال اینهمه دختر را در حال بالا پائیین پریدن دیده بود . دلش هم بخواد . بازم برو اونجا به ادرس دهیت ادامه بده
ارسال یک نظر