۲۵ آذر ۱۳۸۶


من شرمنده ام من حقیقتا شرمنده ام اما آی مزه می ده وقتی معلم زبانه می گه: شما هنوز به سی نرسیدی تا درک کنی بزرگسالی یعنی چی...
خیلی مغزم رشد نکرده نه؟ از اینکه سنم را کم می گن خوشحال می شم؟
اما باور کنید بعدش جلوی اون همه آدم سنمو گفتم !
دیدید بزرگ، شجاع و نترس هستم ...
اما بازم آی مزه داد وقتی چش معلمه چهار تا شد آی مزه داد
هنوز خیلی احمق وکودک ونفهمم نه؟

۲ نظر:

ناشناس گفت...

اونوقت به ما كه ميرسي بكشنتم از هفده بالاتر نميري ديگه

ناشناس گفت...

او م گ....پس بی بی فیس هم هستین....خوش به حاله تون...من از الان شبیه پیر زنای قرن 13 ام....

از سفر برگشتم دو سه روزی در کوه و دشت می چرخیدم طبیعت برای من مرهم است. آیا این جمله حاکی از این است که من همیشه زخمی هستم؟ خب فکر کنم هستم ...