من شرمنده ام من حقیقتا شرمنده ام اما آی مزه می ده وقتی معلم زبانه می گه: شما هنوز به سی نرسیدی تا درک کنی بزرگسالی یعنی چی...
خیلی مغزم رشد نکرده نه؟ از اینکه سنم را کم می گن خوشحال می شم؟
اما باور کنید بعدش جلوی اون همه آدم سنمو گفتم !
دیدید بزرگ، شجاع و نترس هستم ...
اما بازم آی مزه داد وقتی چش معلمه چهار تا شد آی مزه داد
هنوز خیلی احمق وکودک ونفهمم نه؟
۲۵ آذر ۱۳۸۶
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
از سفر برگشتم دو سه روزی در کوه و دشت می چرخیدم طبیعت برای من مرهم است. آیا این جمله حاکی از این است که من همیشه زخمی هستم؟ خب فکر کنم هستم ...
-
چهل عدد مقدسی در اساطیر ایران است. اهورمزدا آسمان را در 40 روز می سازد. چهل تعداد روزهای ناپدیدی هفت ستاره خوشه پروین است. در بابل بر یکدور...
-
روز پنجم بدرقه خانواده مهربان اقا شجاع سوار مینی بوس های روستایی شدیم برای بازگشت به مشهد...از اون مینی بوس هایی که در تمام روستاهای بین راه...
-
تولدم مبارک
۲ نظر:
اونوقت به ما كه ميرسي بكشنتم از هفده بالاتر نميري ديگه
او م گ....پس بی بی فیس هم هستین....خوش به حاله تون...من از الان شبیه پیر زنای قرن 13 ام....
ارسال یک نظر