روز معلم جشن گرفته بودن تا به اساتيد سكه بدهند. استاد معارف پارسال زنشو آورده بود و سكه شو به عنوان قدرداني به اون داد و گويا خوشش آمده بود از اين نمايش و امسا ل پدرش را آورده بود و سكه را جلو جمع به او تقديم كرد ...مردم كف زدند اون جو گير شد و دراز به دراز افتاد روي زمين و كفش باباهه رو ماچ مي كرد و مردم بيشتر دست زدند و گريه كردند ... گفتم خوب شد پارسال جو گير نشد و اگرنه زنه رو جلوي ما واسه قدرداني....استغفراله
۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۷
پاچه خواری
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
اينستاگرام gisoshirazi
مدتها بود اينجا نيامده بودم فقط خواستم بگم زنده و سالم هستم و هر روز در اينستاگرام مي نويسم تشريف بياوريد اون ور منم تلاش مي كنم كه ...
-
چهل عدد مقدسی در اساطیر ایران است. اهورمزدا آسمان را در 40 روز می سازد. چهل تعداد روزهای ناپدیدی هفت ستاره خوشه پروین است. در بابل بر یکدور...
-
تولدم مبارک
-
مرد جوانی در زد گفت اردکشون اومده داخل حیاط ما،داشتم دنبال اردک می گشتم یک پسره را به جای اردکه پیدا کردم که تا منو دید پا گذاشت به فرار ...
۱ نظر:
تو واقعا معركه اي.. هاگ! هاگ! هاگ!
ارسال یک نظر