پاچه خواری


روز معلم جشن گرفته بودن تا به اساتيد سكه بدهند. استاد معارف پارسال زنشو آورده بود و سكه شو به عنوان قدرداني به اون داد و گويا خوشش آمده بود از اين نمايش و امسا ل پدرش را آورده بود و سكه را جلو جمع به او تقديم كرد ...مردم كف زدند اون جو گير شد و دراز به دراز افتاد روي زمين و كفش باباهه رو ماچ مي كرد و مردم بيشتر دست زدند و گريه كردند ... گفتم خوب شد پارسال جو گير نشد و اگرنه زنه رو جلوي ما واسه قدرداني....استغفراله

نظرات

‏آرزو گفت…
تو واقعا معركه اي.. هاگ! هاگ! هاگ!

پست‌های معروف از این وبلاگ

عاقل باشيم ، غمگين نباشيم

و چقدر اين اعداد بي اهميتند زماني كه در من دختري جوان رقص كنان پا بر زمين مي كوبد

فعل ماضي شد؟ غريزم؟ يعني جشن تولد شومو اينقد حياتيه كه ايشون بايد اول شركت كنند بعد تشريف ببرند؟