۱۸ تیر ۱۳۸۷

تعطیلاتم شروع شده واین یعنی آغاز افسردگی...... بعد از اون سفر...تابستونا دلم برای کوچه های اونجا تنگ میشه...برای کوچه های استانبول، سالومیک، آتن،رم، ونیز،پیزا،پاریس،مونیخ...فقط برای کوچه هاشون.. کوچه های باریک وسنگفرش های براق و پنجره های پر ازگل و یه رستوران کوچک که یه جایی اون ته کوچه قایم شده بودبا نورهای گرم ...
ای خدا یه دعوتنامه برسون

هیچ نظری موجود نیست:

دارم یک مقاله می نویسم من از مقاله نوشتم بیزارم با اینکه استاد دانشگاه هستم از خود پژوهش لدت می برم . از اینکه باید به چهارچوب مقاله در بی...