امروز یه دختر چهارسال و نیمه با نگرانی تمام برام تعریف کرد که خواب دیده "یه شتر با دستمال گردن قرمز تو مدینه راه می رفته"
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
دارم یک مقاله می نویسم من از مقاله نوشتم بیزارم با اینکه استاد دانشگاه هستم از خود پژوهش لدت می برم . از اینکه باید به چهارچوب مقاله در بی...
-
چهل عدد مقدسی در اساطیر ایران است. اهورمزدا آسمان را در 40 روز می سازد. چهل تعداد روزهای ناپدیدی هفت ستاره خوشه پروین است. در بابل بر یکدور...
-
تولدم مبارک
-
روز پنجم بدرقه خانواده مهربان اقا شجاع سوار مینی بوس های روستایی شدیم برای بازگشت به مشهد...از اون مینی بوس هایی که در تمام روستاهای بین راه...
۱۴ نظر:
احتمالا تعبيرش يه تعدادي از حاج آقا و حاج خانمهاهستند كه اين روزها اعمال حج رو با حرارت دارند انجام مي دهند بدون اينكه چيزي از اين سفر نصيبشون بشه. مثل همون شتره!
نه كه بچه بوده، دلش پاك بوده، بهش الهام شده ;)
آخي عزيزم حالا چرا با ترس ولرز
گيس طلا جون خيلي دلم تنگيده بود.بازم سفر رفتي دل ما رو آب كرديا
حتما" هوگو چاوز بوده !
جه خواب عجیبی.
راستی به روزم گیس طلا جون.
شتر بودنش به کنار! اما مطمئنم دستمال رو بسته که در مواقع احتمالی که به زائران نزدیک میشه ببنده به صورت تا آنفولانزای خوکی نگیره!
هر روز میخوانيمتان اما اصلا حوصله فضلهگذاری نداريم. امروز نمیدانيم چه شد كه اين يكی از دستمان در رفت.
همممم
یعنی تعبیرش چیه
فکر کنم اثرات دیدن لوک خوش شانس ودر ماه حجاج همین بشه نتیجه اش!
این که خوبه من ۱ دختر ۶ ساله میشناسم که تا حد مرگ از جبرئیل میترسه و میگه شبها میاد توی اتاقش جالب اینه که توی آمریکا هم زندگی میکنه
تعبیرش چی میشه ؟؟؟
برام سوال پیش اومده که از کجا فهمیده مدینه بوده؟ مگه مدینه رو می شناسه؟
من ازش پرسیدم کاملا مکه و مدینه رامی دونست کجاست
راستی شما مربی مهد کودک شدین؟؟؟!!!
احتمالا ماجرای تعیین شدن محل مسجد النبی در شهر مدینه رو شنیده بوده . اون ماجرایی که تو فیلم محمد رسول ا.. مصطفی عقاد هم بود.
ارسال یک نظر