امروز پیرمردی را دیدم که برای تمامی قمری های سرمازده و خیس خیابان بهار، گندم می ریخت.
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
چند روز پیش در بالای کوهی که چادر زده بودیم همسفر جدیدی گفت که بلاگ اسپات دیگه فیلتر نیست امروز اومدم نگاه کردم دیدم راست می گه نیست به...
-
چهل عدد مقدسی در اساطیر ایران است. اهورمزدا آسمان را در 40 روز می سازد. چهل تعداد روزهای ناپدیدی هفت ستاره خوشه پروین است. در بابل بر یکدور...
-
روز پنجم بدرقه خانواده مهربان اقا شجاع سوار مینی بوس های روستایی شدیم برای بازگشت به مشهد...از اون مینی بوس هایی که در تمام روستاهای بین راه...
-
خوش از باغی که توره ازش قهر کنه معنی: خوش به سعادت باغ(انگوری) که روباه باهاش قهر کند موارد استفاده: در جواب موجودی غیر سودمند که حالا اعلا...
۵ نظر:
من توی خیابون بهار زیاد پیاده روی کردم.
چه مرد غریبی...
پس هنوزم هستن کسایی که به فکر پرنده ها هم باشن :)
نماكي حس پيرمرد بوي بهار مي دهد
بوي پر
بوي پرواز...
و تو كه نگاهت محو دانه هاست
و مي فهمد پرهاي خيس قمري
و مي فهمد راز نهفته در پس يك رابطه...
پيرمرد... قمري...دانه...
و باران!
گرفتار
لب خشکم ببين چشم ترم را
بيا از باده پر کن ساغرم را
دلم در تنگناي اين قفس مرد
رسيد آن دم که بگشايي پرم را.
تو محشری
www.hojjatyfar.blogfa.com
میگم برا تبادل لینک در صورت تمایل بهم خبر بده،منو اگه خواستی با نام شورانگیز لینک کن وبگو شما رو با چه نامی لینک کن.[قلب]
ارسال یک نظر