وای گیس طلا من و مامانم هم همینطوریم، یه بار مامانم ختم رفته بود کلی دلش سوخته بود که هیچ کس از رفتن متوفی ناراحت نیست و گریه نمیکنه، اومد خونه با چشمای سرخابی، متوفی ۱۰۰ سالش بود!!!!
اااااااا مامان منم همین جور شد : چن ماه پیش پدر شوهر خاله م فوت کرد . مامانم زنگ زدن تسلیت بگن ... تا شروع کردن به صحبت ، گریه و ... اون وخ شوهر خاله م ساکت پشت خط فقط گوش میداد... مونده بود چی بگه !
۱۳ نظر:
وای گیس طلا من و مامانم هم همینطوریم، یه بار مامانم ختم رفته بود کلی دلش سوخته بود که هیچ کس از رفتن متوفی ناراحت نیست و گریه نمیکنه، اومد خونه با چشمای سرخابی، متوفی ۱۰۰ سالش بود!!!!
زندگب همینه دیگه کاریش نمی شه کرد
به اين دقت كرده ايد كه كساني كه بيشتر مي خندانند بيشتر چشم پر اشك دارند؟؟؟
آخی
روحش شاد
ولی خندم گیریفت خوو:دی
قطعا" من اگه همون لحظه رد میشدم باهات زار میزدم! من چشم اشکی که ببینم گریه ام میگیره.
خیلی دوست دارم گیس طلا جون
میشه یه لیست از وبلاگهایی رو که میخونی و دوست داری بذاری تا بقیه هم استفاده کنند؟؟؟؟
خوندن مطلب این لینک رو از دست نده استادhttp://www.hamshahrimags.com/NSite/FullStory/News/Default.aspx?Id=937
اااااااا مامان منم همین جور شد : چن ماه پیش پدر شوهر خاله م فوت کرد . مامانم زنگ زدن تسلیت بگن ... تا شروع کردن به صحبت ، گریه و ... اون وخ شوهر خاله م ساکت پشت خط فقط گوش میداد... مونده بود چی بگه !
اين كه خوبه! من خيلي شيك بعد از مقدمات گفتم: استاد واقعاً تبريك ميگم!!
راستشو بگو براي حسين خودت كه گريه نمي كردي؟
احتملو جو گير نشدي بلكه دلت سوخته و واقعا" گريه كرده اي !
اومدم ببوسمت و بگم من هميشه ميام پيشت گيس طلام ...
چقدر تو نازي آخههههه.
ارسال یک نظر