۱۸ تیر ۱۳۸۹

جونور

پسره تا فهمیده بم زلزله اومده یه برگ تسلیت به مناسب از دست دادن خانواده چسبونده دم در اتاقش تو خوابگاه و دو هفته رفته واسه خودش گردش و تفریح . وقتی هم برگشته دانشکده براش پارچه مشکی زده بودن...

۴ نظر:

دخترک پاییز گفت...

سلام
من قبلاً وبلاگهای شما رو از طریق کیوانوفسکی میخوندم. سبک نگارش اتون رو دوست دارم. الان با اجازه اتون آدرس وبلاگتون رو لینک کردم برای دسترسی سریعتر به مطالبتون.
شاد و سلامت باشید.

حواس پرت گفت...

با عنوانی که برایش انتخاب کردی به شدت موافقم!

غزلک گفت...

آخرشه!

f@teme گفت...

جونور دوپا:دی

از سفر برگشتم دو سه روزی در کوه و دشت می چرخیدم طبیعت برای من مرهم است. آیا این جمله حاکی از این است که من همیشه زخمی هستم؟ خب فکر کنم هستم ...