۲ شهریور ۱۳۹۰

الزایمر رو به رشد گیس طلایی کولاک می کند

یه سال بود در به در ، سگ دو می زدم دنبال یه کتاب مرجع برای رساله ، نایاب بود و نبود...

دیروز تو کتابخونه ام دیدمش

.

.


ده دقیقه نشسته بودم رو زمین می خندیدم

۳ نظر:

ناشناس گفت...

منم هر چی میخوام نیست فرداش جلو چشمامه. میگن کار جناس! بخدا! منو تو و حواس پرتی! نه بابا! همون کار جناس...

حامد گفت...

همتون خوب گوش کنین .. پیر شدیم پیر .. بیخودی نندازین گردن کسی. فردا هم که پارکینسون گرفتیم باز حتما میگین اهنگش ادمو وا میداره به بندری

سندباد گفت...

جان من فقط می خندیدی ؟؟؟

از سفر برگشتم دو سه روزی در کوه و دشت می چرخیدم طبیعت برای من مرهم است. آیا این جمله حاکی از این است که من همیشه زخمی هستم؟ خب فکر کنم هستم ...