دیشب تو قطار دختربچه از مادرش پرسید :
- چقدر دیگه می رسیم تهران؟ مادره گفت: نیم ساعت دیگه
- نیم ساعت کوتاه یا بلند؟
- مگه نیم ساعت ها باهم فرق دارن؟
- آره بعضی نیم ساعته زودی تموم می شه اما بعضی دیگه تا آخر تموم نمی شن ..هی ...بسکه زیادن..
از سفر برگشتم دو سه روزی در کوه و دشت می چرخیدم طبیعت برای من مرهم است. آیا این جمله حاکی از این است که من همیشه زخمی هستم؟ خب فکر کنم هستم ...
۲ نظر:
عجیبه
غریبه
یک معمای پیچیده!
:)
فيلسوفا فيلسوف جذب ميكنن گيسو :)
ارسال یک نظر