دیدم موهای راننده سفید است بهش گفتم مولن روژ
نگه داشت وسوار شدم. بقیه مسافرها با یکدیگر زمزمه می کردند که مولن روژ کجاست؟
پیرمرد شنید و داستانهای طولانی و جذابی تعریف کرد از خیابان قدیم شمرون و سینماهایش پاسیفیک و مولن روژ و خواننده ها و هنرپیشه ها و دیسکوها و کافه ها و گفت و گفت و گفت
وقتی مولن روژ پیاده شدم هرکاری کردم کرایه ام را قبول نکرد
۲۲ مهر ۱۳۹۰
تهران قدیم
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
چند روز پیش در بالای کوهی که چادر زده بودیم همسفر جدیدی گفت که بلاگ اسپات دیگه فیلتر نیست امروز اومدم نگاه کردم دیدم راست می گه نیست به...
-
چهل عدد مقدسی در اساطیر ایران است. اهورمزدا آسمان را در 40 روز می سازد. چهل تعداد روزهای ناپدیدی هفت ستاره خوشه پروین است. در بابل بر یکدور...
-
روز پنجم بدرقه خانواده مهربان اقا شجاع سوار مینی بوس های روستایی شدیم برای بازگشت به مشهد...از اون مینی بوس هایی که در تمام روستاهای بین راه...
-
خوش از باغی که توره ازش قهر کنه معنی: خوش به سعادت باغ(انگوری) که روباه باهاش قهر کند موارد استفاده: در جواب موجودی غیر سودمند که حالا اعلا...
۱ نظر:
تو یکی از باهوش ترین آدم هایی هستی که سراغ دارم. جدی می گم به خدا :)))
ارسال یک نظر