۶ اسفند ۱۳۹۰

همه چی آرومه

امروز برای اولین بار رفتم ماساژ ریلکسیشن؛ و هیجانزده بودم که چه خواهد شد.

واقعیتش این که محل ماساژ در واقع اتاق سونای خشک بود و هر قدمی یک عالمه قرچ قروچ ایجاد می کرد. موسیقی سالن بدنسازی مجاور هم آزار دهنده بود و بدتر از همه خانم ماساژور که به گوشی اش جواب می داد و همچنین انتظار داشتم فشاری که به ماهیچه ها وارد می شود بیشتر از این باشد .

با این همه احساس دلپذیری داشت، بخصوص در قسمت کمر ، پشت ،ستون فقرات ،انگشتان دست و پا که تنشهای این یکی دو سال اخیر در همین قسمتها جمع شده بود.

ضمن اینکه دستهای خانمه خیلی مهربان بود

.

.

.

تبصره: جان من آدرس نپرسید

۲ نظر:

نسیم صبا گفت...

آخه با این تفاسیر دهنم آب افتاد
چجوری آدرس نپرسم هااااااا ؟؟؟؟ :((

نادیا گفت...

باشه آدرس نمی پرسیم ولی چرا ؟

دارم یک مقاله می نویسم من از مقاله نوشتم بیزارم با اینکه استاد دانشگاه هستم از خود پژوهش لدت می برم . از اینکه باید به چهارچوب مقاله در بی...