۳۰ شهریور ۱۳۹۱

دو ساله بیضایی داره اونجا درس می ده


دیگه هیچکس ندونه شما همتون می دونید که من عشق خارج نیستم
هربار هم که رفتم اون طرف ,خیلی هم بهم خوش گذشته اما هیچوقت میل به موندن نداشتم
زندگی تو ایران اینقدر پر از هیجانه و مشکل و ماجراست که دیگه بدون آدرنالین توی خونم
می میرم  و در آرامش نمی تونم زندگی کنم
اما بعضی روزها خیلی خیلی خیلی دلم می خواد یه جایی تو اونجا باشم
این روزها 
استنفورد یکی از اون جاهاست

۲ نظر:

ناشناس گفت...

گیس طلا جون یک فرصت مطالعاتی یا یک پست داک اقدام کن. تجربه خوبی برات میشه. درس خوندن توی خارج خیلی خوبه حتما بهش فکر کن!!

ناشناس گفت...

mituni beri pishe aghaye beyzaei be onvan visiting scholar ya post-doc .... yek nokte khoob dar resume ham mishe, california ham mibini o baray ma kolli ham safarname minvisi :)

از سفر برگشتم دو سه روزی در کوه و دشت می چرخیدم طبیعت برای من مرهم است. آیا این جمله حاکی از این است که من همیشه زخمی هستم؟ خب فکر کنم هستم ...