۵ فروردین ۱۳۹۲

بخوریمشون

پسرخاله های دوقولم که یادتان هست
مادرک هر وقت می خواهد به فسقلی ها غذا بدهد،پ ارچه ای پهن می کند زیرشان که با آرامش بریزند و بپاشند
حالا هر وقت که مهمانها زیاد هستند و سفره روی زمین می اندازیم
قبل از بشقاب و قاشق
این دو تا با جدیت تمام می روند وسط سفره می نشینند، منتظر

دارم یک مقاله می نویسم من از مقاله نوشتم بیزارم با اینکه استاد دانشگاه هستم از خود پژوهش لدت می برم . از اینکه باید به چهارچوب مقاله در بی...