۵ فروردین ۱۳۹۲

بهار مست

یه پراید پر از دختر شیرازی سرخوش از کنارمان رد شدند ویکی سرش را بیرون آورد و با صدای جیغ جیغویش به سمت من و خواهرک فریاد کشید
خوووووووووووووشگلا عیدتون مبارکککککککککککککک
اینقدر صدای خروسی اش شادمان و پر انرژی بود که تمام کوچه را به خنده انداخت

۳ نظر:

ناشناس گفت...
این نظر توسط یک سرپرست وبلاگ حذف شد.
http://1000pa.blogfa.com گفت...

کاش به منم میگفتن :)

چرندیات هزارپا گفت...

کاش به منم میگفتن :)

از سفر برگشتم دو سه روزی در کوه و دشت می چرخیدم طبیعت برای من مرهم است. آیا این جمله حاکی از این است که من همیشه زخمی هستم؟ خب فکر کنم هستم ...