ابرهای ماسال




در اولین پیچ به اقامتگاه رامینه رسیدیم. من قبلا تلفن ان را در اینترنت پیدا کرده بودم و تماس گرفته بودم و اتاق خالی داشت اما صدایش را در نیاوردیم که ما همان ها هستیم. البته اقامتگاه کاملا تر و تمیزی بود اما منظره روبرویش بسته بود و ما به یاد داشتیم که در تابستان وبالاتر از اینجا تصاویر چگونه به قول خارجکی ها لند اسکیپ می شوند
برایمان بخاری نفتی گذاشتند و ما هم جوجه و کباب ترشی بدون برنج سفارش دادیم(با پلو گران بود) و در حالی که به درختان همچنان سبزی که در زیر باران می لرزیدند نگاه کردیم. ناهار خوشمزه بود اما نمی دانم دلیلش ان سس اختراعی شمالی بود که روی همه آنها ریخته بود یا واقعا خودشان هم خوشمزه بودند!

باران بیشتر می شد و مه هم داشت شروع می شد و اقامتگاه خانی که رو به منظره بود پر از مسافر بود و جا برای ما نداشت و باز هم رفتیم بالاتر
نگرانی تاریکی و پیدا نکردن جا داشت افزایش پیدا می کرد که دیدن این منظره تمام نگرانی ها را از خاطر ربود

نظرات

‏ناشناس گفت…

لطفا برای نجات جان این دختر به اشتراک بگذارید

صبا دختری از جنس دیگر

امروز هم طبق روال همیشه داشتم تو سایت ها و وبلاگ ها چرخ میزدم و به سادگی پس از چند دقیقه ازشون رد میشدم ولی وقتی وارد یکی از این هزارن وبلاگ شدم نتونستم به راحتی ازش رد بشم وبلاگ مال پدر رنج کشید پدر صبا بود

www.sabayepedar.net

پدر که از همه چیز خودش حتی کلیه اش به خاطره دخترش صبا گذشته بود … نمیدونم چه حسی بود که من رو نگه داشت تو این وبلاگ و نشستم و تک نک مطالب رو خوندم و با خودندن هر مطلب بیشتر به صبا نزدیکتر میشدم صبا که الان ۱۰ سال بیشتر نداره وباید مثل بقیه دختر های هم سن و سال خودش با عروسک بازی کنه و تنها غم و غصه اش همین عروسک ها باشه ولی نبود سال ۸۶ صبا کوچولو که بعد از یه سردرد و مراجعه به پزشک ها متوجه میشه توموری در مخچه اش است که باید عمل بشه اولین عمل رو سه روز بعدش انجام می ده و عمل های دیگه پس از عمل ها و تاکنون بیش از24 عمل جراحی انجام میده و پس از یکی از همین عمل های در ۲۰/۴/۱۳۸۷ در ای سی یو به دلایلی که روشن نیست ؟؟؟ صبا دچار ایست قبلی و پس از ۵ بار احیا به کما می رود و دیگه زندگی صبا با زندگی من و شما داشتیم متفاوت میشه پس از آن ضریب هوشی صبا به ۵ می رسد و پزشکان از صبا قطع امید میکنند و پدر و مادر صبا مجبور مشونداز صبا در خانه نگهداری کنند و هزینه های سنگین آنها راوا میدارد که از وسایل زندگی خود حتی کلیه خود بگذرندولی حتی کوچیکترین نا امید ی در این پدر و مادر ایجاد نمیشود … پدر و مادر صبا از طریق مراجع قانونی برای روشن شدن حقایق در مورد به کما رفتن صبا که به دلیل اصلی آن نرسیدن اکسیژن در ای سی یو بود نیز پی گیر هستند ولی....................

https://facebook.com/help.saba

وب سایت : www.blog.sabayepedar.net
لطفا برای نجات جان این دختربه اشتراک بگذارید

پست‌های معروف از این وبلاگ

ولي منظورش يعني كي بود؟ نفهميدم

سن كه رسيد به پنجاه، فشار مي ياد به چند جا

١٤٠