۱۱ مهر ۱۳۹۳

رقيق القلب

شب است در كنار دريا، بادي ولرم بين موها و لباسهايمان مي چرخد و صداي موسيقي از دور مي آيد و گفتگوي رومانتيك بين ما شكل مي گيرد
-آدميزاد است ديگر، با اين هوا و موسيقي هوس عشق مي كند
- هوممممم..... خب من بيشتر هوس پالوده كردم

هیچ نظری موجود نیست:

از سفر برگشتم دو سه روزی در کوه و دشت می چرخیدم طبیعت برای من مرهم است. آیا این جمله حاکی از این است که من همیشه زخمی هستم؟ خب فکر کنم هستم ...