خدمتكار دانشكده موقرمز ، با هيجان و قساوت تعريف مي كرد كه خروسش را بين چهار مرغ ديده در حال عشق و حال، خروس را سر بريده و كباب كرده و خورده،
با توجه به اينكه ايشان زن ميانسال زيبايي است كه سالها پيش بيوه شده و ميل شديدي به ازدواج دارد و به خاطر بچه هايش و حرف مردم روستا نمي تواند شوهر كند
فكر كنم فرويد بايد نام جديدي براي عقده جديدي پيدا كند
عقده خروس كشان؟خدمتكار دانشكده موقرمز ، با هيجان و قساوت تعريف مي كرد كه خروسش را بين چهار مرغ ديده در حال عشق و حال، خروس را سر بريده و كباب كرده و خورده،
با توجه به اينكه ايشان زن ميانسال زيبايي است كه سالها پيش بيوه شده و ميل شديدي به ازدواج دارد و به خاطر بچه هايش و حرف مردم روستا نمي تواند شوهر كند
فكر كنم فرويد بايد نام جديدي براي عقده جديدي پيدا كند
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر