۱۲ خرداد ۱۳۹۴

عقده خروس كشان

خدمتكار دانشكده موقرمز ، با هيجان و قساوت تعريف مي كرد كه خروسش را بين چهار مرغ ديده در حال عشق و حال، خروس را سر بريده و كباب كرده و خورده، با توجه به اينكه ايشان زن ميانسال زيبايي است كه سالها پيش بيوه شده و ميل شديدي به ازدواج دارد و به خاطر بچه هايش و حرف مردم روستا نمي تواند شوهر كند فكر كنم فرويد بايد نام جديدي براي عقده جديدي پيدا كند عقده خروس كشان؟خدمتكار دانشكده موقرمز ، با هيجان و قساوت تعريف مي كرد كه خروسش را بين چهار مرغ ديده در حال عشق و حال، خروس را سر بريده و كباب كرده و خورده، با توجه به اينكه ايشان زن ميانسال زيبايي است كه سالها پيش بيوه شده و ميل شديدي به ازدواج دارد و به خاطر بچه هايش و حرف مردم روستا نمي تواند شوهر كند فكر كنم فرويد بايد نام جديدي براي عقده جديدي پيدا كند 

هیچ نظری موجود نیست:

از سفر برگشتم دو سه روزی در کوه و دشت می چرخیدم طبیعت برای من مرهم است. آیا این جمله حاکی از این است که من همیشه زخمی هستم؟ خب فکر کنم هستم ...