گروتسگ

دخترك براي  دفاع عجله داشت، شوهرش  او را كتك مي زد و با ادامه تحصيلش مخالفت مي كرد،نمي خواست تمديد كند.  استاد راهنما و دانشكده همكاري كرده و جلسه اش زودتر از موعد برگزار  شد.
هنگام  دفاع در صفحه تقديم پايان نامه اش نوشته بود: تقديم به همسرم 

نظرات

‏ناشناس گفت…
بمیرم:|

پست‌های معروف از این وبلاگ

ولي منظورش يعني كي بود؟ نفهميدم

١٤٠

سن كه رسيد به پنجاه، فشار مي ياد به چند جا