۶ شهریور ۱۳۹۶

دلداري خنده دار

پويا رفته آذربايجان داره واسه من تعريف مي كنه، منم  هي حسادت مي كنم  و هي غصه مي خورم
مي گه: عوضش تو خونه خريدي  تو اين دوره زمونه، آخرين كسي كه خونه خريده باشه و من يادم بياد، بابام بوده

هیچ نظری موجود نیست:

از سفر برگشتم دو سه روزی در کوه و دشت می چرخیدم طبیعت برای من مرهم است. آیا این جمله حاکی از این است که من همیشه زخمی هستم؟ خب فکر کنم هستم ...