اصطلاح شیرازی
من نون می خوام و گوشت تو برو ..تو بفروش
موارد استفاده: در دعواهای زن و شوهری و طبعا زن خطاب به شوهر
۱۶ تیر ۱۳۸۹
۱۵ تیر ۱۳۸۹
ادیت پیاف یساری
تو سفر یکی از بچه ها یه سی دی آورده بود که می گفت یه سلکشن خیلی قشنگ فرانسویه. هر کار می کردیم تو لپ تاپ هیچکس باز نمی شود. سرانجام یکی تونست به بدبختی سی دی را باز کنه و نوای یک موسیقی شاد کوچه بازاری در فضا پیچیده شد. همه درسکوت به صاحب سی دی نگاه می کردند. فردین با جدیت بهش میگفت: نمی دونستم فرانسوی ها هم جواد دارن!
۱۴ تیر ۱۳۸۹
گیس طلا جوگیر می شود
امروز رفتم به استادم بابت مرگ یکی از افراد خانواده اش تسلیت بگم .آخرش صحنه این بود که من آبغوره می گرفتم اونم دلداری ام می داد.
۱۳ تیر ۱۳۸۹
لحظه ها
این یکی دختر خاله ام هم یک شخصیت کودک تخیلی داره که خیلی بامزه است. به شدت احساس بدبختی و حقارت داره و مدام مظلوم نمایی می کنه و این کار را با اغراق شدیدی انجام می ده .نمونه اش امروزه که رفته جوجه قمری ها رو ببینه ، خواهرک بهش گفته که مواظب باشه. اونم تلفن برداشته به اون یکی دختر خاله که می شناسیدش زنگ زده که: اینا به من خیلی اذیت می کنن..کلی عذابوم می دم ..رفتم ایی جوجاشون نگا کنم ..گفتن ای جوجا الان خودشون میندازن پایین از بس تو زشتی! اصلا هم دروغ نم گم...
تبصره : جوجه ها با سرعت غیر عادی دارن بزرگ می شن. امروز شک کردم اینا والدین هستند یا بچه ها بعد که دیدم کچلن مطمئن شدم خودشونن
۱۲ تیر ۱۳۸۹
تفسیرهای اجتماعی- فلسفی و جامعه شناسانه و روانشنا سانه و ..مادرک
خبر خوب اینکه به مادرک و خواهرک ویزا دادن و امسال اونا می رن اتریش. این یعنی یک چمدان سوقاتی برای من وحیف که من با اونا نیستم تا تحلیل های مادرک در برخورد با اروپا را ببینم.
۱۱ تیر ۱۳۸۹
بچه های آخر الزمان
دختر خاله دومی داره ازدواج می کنه . مادرک داره نصیحتش میکنه می گه : از قدیم گفتم آدم از دو تا چی قهر نمی کنه یکی سفره یکی رختخواب
خواهرک می گه: کدوم رختخواب؟
مادرک: همون که تو کمده
خواهرک: نه مامان یه خورده فکر کن، منظور یه رختخواب دیگه است، درست فکر کن
۱۰ تیر ۱۳۸۹
گمپ گلوم
از پشت پنجره مشجر دیدم قمری توی لونه اش نیست، قلبم ریخت. رفتم کولر خاموش کردم و با احتیاط لای پنجره را بازکردم و نگران که الان قراره یک لانه ویران با تخم های شکسته ببینم.
به جای اون دو تا دایره پردار دیدم که نفس زنان بالا و پایین میرفتند.
به جای اون دو تا دایره پردار دیدم که نفس زنان بالا و پایین میرفتند.
اشتراک در:
پستها (Atom)
از سفر برگشتم دو سه روزی در کوه و دشت می چرخیدم طبیعت برای من مرهم است. آیا این جمله حاکی از این است که من همیشه زخمی هستم؟ خب فکر کنم هستم ...
-
چهل عدد مقدسی در اساطیر ایران است. اهورمزدا آسمان را در 40 روز می سازد. چهل تعداد روزهای ناپدیدی هفت ستاره خوشه پروین است. در بابل بر یکدور...
-
تولدم مبارک
-
روز پنجم بدرقه خانواده مهربان اقا شجاع سوار مینی بوس های روستایی شدیم برای بازگشت به مشهد...از اون مینی بوس هایی که در تمام روستاهای بین راه...