۲ شهریور ۱۳۹۴

طنازان مجلس

در وسط مجلس يكي از مهمانان به پوستر  شاملو اشاره مي كند و مي پرسد: ايشون باباي صابخونه است؟
دومي بدون مكث به عكس دوم اشاره مي كند و مي گويد: بله ، ايشون هم خاله فروغشونه

۲۷ مرداد ۱۳۹۴

بگيد اسمشو بذاره زبيده

دانشجوي  با نام سامانتا ، رساله داغاني در مورد موضوع پيچيده اي به نام پديدار شناسي نوشته بود، استاد مدعو كه در اين زمينه به شدت صاحب نظر است پس از خواندن رساله تنها يك جمله گفته است

۲۵ مرداد ۱۳۹۴

دزد مهربان

خدمتكار دانشكده خوشگل و ميانسال فرهنگسرا تنها زندگي مي كنه و داشت وحشتزده  مي گفت: اشكال  نداره، دزد بياد خونه آدم، هرچي مي خواد برداره ، فقط با من كاري نداشته باشه
همكارش با خنده مي گفت: آره ديگه ، حتما، دزده مي ياد ، طلاهاتو بر مي داره ، پيشونيتو ماچ مي كنه، بهت شب بخير مي گه و مي ره 

۲۴ مرداد ۱۳۹۴

اگه داشت كه همين شلوارم پات نمي كردي ، عزيز منور التحتان

از وقتي يكي از دوقلوها محل ايجاد نور در كرم شب تاب را متوجه شده، تمام ساختار ذهني اش درباره امكانات بدن آدمي بهم ريخته و دچار يك  غم فلسفي شده كه پس چرا مال من نور نداره ؟!

۲۳ مرداد ۱۳۹۴

ولي خدايي از نحوه اعتراضشون خوشم اومد

استاده داغون بي سواده، علاوه بر اينكه بد دهن و بي اخلاقه، دانشجو ها هم يك روز يك عالمه مرغ از پنجره ريختن تو اتاقش

دارم یک مقاله می نویسم من از مقاله نوشتم بیزارم با اینکه استاد دانشگاه هستم از خود پژوهش لدت می برم . از اینکه باید به چهارچوب مقاله در بی...