۶ خرداد ۱۳۸۵

چشم سبز وچشم مشکی

دلم تنگ است دلم برای دو نفر همزمان تنگ است و هیچکدام به من زنگ نمی زنند و من نیز همچنین... چه مانع های فراونی که در درون و بیرون من است و نمی گذارد که این دو را ببینم

هیچ نظری موجود نیست:

از سفر برگشتم دو سه روزی در کوه و دشت می چرخیدم طبیعت برای من مرهم است. آیا این جمله حاکی از این است که من همیشه زخمی هستم؟ خب فکر کنم هستم ...