۵ اسفند ۱۳۸۵

حالم خوبه... بدون دلیل خوبم ...و این سعادتی است .....می فهمید برای من که ان شب های پر درد را داشتم ....این سعادتی است....
خنده هایم بازگشتند...خدا کند که زیاد مهمانم بماند می دانم که گریه نیز مهمان ناخوانده ای است اما این یکی اینجا را خانه خود بداند..

هیچ نظری موجود نیست:

دارم یک مقاله می نویسم من از مقاله نوشتم بیزارم با اینکه استاد دانشگاه هستم از خود پژوهش لدت می برم . از اینکه باید به چهارچوب مقاله در بی...